سيد جلال الدين آشتياني
17
شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
اقبال گمان كرده است كه جماعت بابيه صاحب مكتبى در فلسفه مىباشند ، در حالى كه هركس كوچكترين اطلاعى از علم داشته باشد ، اين معنا را تصديق خواهد كرد كه بابيه اصولا داراى مكتب علمى نيستند . عقايد آنها يك مشت خرافات است كه سياستهاى شوم و پليد خارجى براى برهم زدن وحدت مسلمين از آن خرافات ترويج كردهاند و هنوز هم از آن طرفدارى مىكنند . همچنين جماعت شيخيه هم داراى مسلك فلسفى و مكتب علمى نيستند . شيخيه از لحاظ معتقدات مذهبى شيعهء اثناعشرى محسوب مىشوند ، انصافا مسلك بابيه از مسلك شيخيه منشعب نشده است . علاوه بر اينها شيخ احمد احسائى در هيچ مكتبى ، فلسفه و مبانى علمى ملا صدرا را تحصيل نكرده است ، بلكه احسائى از منكران فلسفه است و صاحبان عقايد فلسفى را سخت تكفير كرده است ؛ اخبارى مسلك و صاحب مذاق خاصى است ، همهء كتب شيخ احمد رد بر عقايد فلاسفه است و با جرأت تمام مىتوان ادعا نمود كه شيخ احسائى هيچ اطلاعى از مبانى ملا صدرا نداشته است ، در هر موردى كه وارد فلسفه شده اشتباه كرده است . « 1 » هرتن « 2 » دانشمند معروف آلمانى كتب زيادى در عقايد حكما و فلاسفهء اسلام نوشته است و به تجزيه و تحليل عقايد دانشمندان اسلامى پرداخته « 3 » و صدر المتألهين را شارح كلمات حكماى اشراق دانسته است . اين دانشمند هم اطلاع كافى از فلسفه ملا صدرا نداشته است ، چون اطلاع كافى به مبانى ملا صدرا بدون ديدن استاد ماهر در فلسفه حاصل نخواهد شد . علاوه براين ، احاطه به كلمات اين مرد بزرگ ، ممارست زياد و طول زمان لازم دارد . مطالعهء سطحى موجب داوريهاى بىجا و بىمورد خواهد شد ، چون هر فيلسوفى از كتب فلاسفهء قبل از خود
--> در دست ندارند . برون اسفار را جمع سفر و اين كتاب را سفرنامهء ملا صدرا دانسته و در فلسفه هيچ وارد نبوده است . از چنين شخصى بيش از اين توقع نمىرود . ( 1 ) . آثارى كه از مرحوم اقبال تاكنون به دست ما رسيده است و در مبانى فلسفى و عرفانى سخن گفته ، نشانهء تسلط او بر كلمات عرفا و حكما در كلامش پيدا نيست ، بلكه خلاف اصطلاح در كلماتش زياد به چشم مىخورد . ( 2 ) . M . Horten . ( 3 ) . رجوع شود به يادنامهء ملا صدرا .